ایران، چهار دهه قربانی ترور

[ad_1]

به گزارش ایرنا، هفدهم مرداد ماه ۱۳۷۷ از محل کنسولگری ایران در مزار شریف خبری مخابره شد که تنها انعکاس سقوط مزارشریف و یک حادثه­ تروریستی بدست عوامل افراطی نبود، بلکه پیام مظلومیت ایران و  جان فشانی خبرنگاران و دیپلماتهایی بود که سلاح کاری و رسالت خویش را در هیچ شرایطی بر زمین نگذاشته و همواره در قلب حوادث جانانه حضور یافته اند. یادشان گرامی باد.

از نخستین روزهای وقوع پیروزی انقلاب اسلامی و به هم خوردن معادلات غربی، ایران آماج کینه و خصومت سلطه غرب و عمال وابسته به آن ها و قربانی حوادث تروریستی متعددی بوده است. نهاد موسوم به سازمان مجاهدین که بعدها به «منافقین» مشهور شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با ادعای پوچ سهم خواهی به مخالفت با جمهوری اسلامی پرداخت و با ترور ناکام رئیس جمهوری وقت، آیت الله سیدعلی خامنه ای؛ ترور شهید آیت الله بهشتی و شهادت ۷۲ تن از نمایندگان مجلس، دولتمردان و سیاستمداران در یک بمب‌گذاری در سال ۱۳۶۰ و سپس در ۸ شهریور ترور و شهادت رییس جمهوری (شهید رجایی) و نخست وزیر (شهید باهنر) و … موجی از نفرت و انزجار در کشور بر ضد اقدامات ددمنشانه گروهک های تروریستی ایجاد کرد.

تروریسم در ایران پدیده ای بدون مرز بوده و تمام آحاد ملت را در برگرفته است؛ از دولتمردان تا مردمان عادی، سیاستمداران، عالمان و دانشمندان، زنان و کودکان بی پناه، مرزداران، دانشگاهیان و روحانیون، اهل سنت و شیعه در لیست ترور جای دارند. از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون بیش از ۱۷ هزار ایرانی قربانی ترور شده‌اند؛  از ترور و به شهادت رساندن شخصیت های تراز اول کشور در نخستین ماه ها و سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا حمله موشکی به هواپیمای مسافربری، حمله تروریستی به نیروهای مرزبانی، حمله تروریستی علیه مردم در حاشیه مراسم رژه هفته دفاع مقدس، حمله تروریستی به مجلس شورای اسلامی ، ترور سردار قاسم سلیمانی و …؛‌ ۳۵ گروه تروریستی، در به شهادت رساندن این تعداد ایرانی نقش داشته‌اند که سهم گروه تروریستی منافقین از این تعداد بیش از ۱۲ هزار شهید به عبارتی ۷۰ درصد قربانیان ترور بوده است.

ترور نمایندگان ولی فقیه در شهرهای مختلف و برخی از مسئولان دولتی و قضائی؛ ترور شخصیت هایی همچون امیر سپهبد علی صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی ارتش در دهه هفتاد و دست داشتن در ترور دانشمندان هسته ای جمهوری اسلامی… مصداق بارز “ترورهای هدفمند” هستند که با همکاری سرویس های امنیتی بیگانه به ویژه اسرائیل و آمریکا صورت گرفته اند. افزون بر منافقین کوردل، گروه های معاند و معارض تروریستی دیگری همچون حزب توده، گروهک دمکرات، گروه جندالله (معروف به ریگی)، گروهک پژاک، کومله، تندر، و…  نیز با قساوت و بی رحمی دست به اقدامات تروریستی متعددی زده و زخم های زیادی بر پیکره ملت ایران وارده آوردند.

این در حالی است که سربازان گمنام امام زمان (عج) در طول این سال ها با انجام عملیات پیچیده اطلاعاتی، حوادث تروریستی بسیاری را خنثی کرده و سرکرده این گروه های تروریستی نظیر گروه موسوم به جندالله (ریگی) و اخیرا ً تندر (جمشید شارمهد)… را دستگیر کرده و جهان را در بهت و حیرت اقتدار، توانمندی و اشراف اطلاعاتی خود فرو برده است.

 تروریسم؛ تهدید علیه صلح، ثبات و امنیت جهانی

تروریسم از اساسی‌ترین معضلات جامعه جهانی و خطرناک‌ترین تهدیدات علیه حقوق ملت‌ها، امنیت و ثبات بین‌المللی است.

پدیده تروریسم یکی از مهمترین بحران های حقوق بین الملل است که صلح و امنیت بین المللی را به مخاطره افکنده است.  تروریسم واژه ای است فرانسوی از کلمه ترور (terreur) به معنای ترس و وحشت. اگرچه به دلایل سیاسی و نه حقوقی و فنی، تعریف واحدی از تروریسم در دنیا وجود ندارد، اما وجوه مشترک بسیاری از تعاریف موجود، با ابتنای بر ایجاد ترس و وحشت، اعمال فشار و تحمیل عقیده یا نظری خاص است.

یکی از تعاریفی که از تروریسم ارائه شده،  بدین شرح است: «استفاده غیرقانونی یا بهره گیری تهدیدآمیز از نیرو یا خشونت فردی و یا گروهی سازمان یافته علیه مردم یا دارایی آنها به قصد ترساندن یا مجبور کردن جوامع و حکومت ها، اغلب به دلایل ایدئولوژیک یا سیاسی».بنابراین تروریسم عبارت است از تهدید به خشونت یا استفاده از آن، اغلب بر ضد شهروندان برای دستیابی به اهداف سیاسی به واسطه ترساندن مخالفان یا ایجاد نارضایتی عمومی.

تعریف ماده (۱) کنوانسیون ۱۹۳۵ ژنو محدود بوده و ناظر به تروریسم سیاسی اشخاص علیه مقامات دولتی است. همچنین در چارچوب اقدامات سازمان ملل متحد، جلسه «کمیته فرعی تعریف تروریسم» در تاریخ ۱ اوت ۱۹۷۳ میلادی برگزار که با نظرات متعدد نمایندگان مختلف روبرو شد از جمله این که برخی معتقد بودند هر تعریفی از تروریسم بین المللی باید حق مردم تحت ستم و اشغال برای مبارزه را به رسمیت شناخته و اقدامات آنان را مشمول تعریف تروریسم قرار ندهد.

ماده (۲) کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم مصوب ۱۹۹۹ در تعریف تروریسم آورده است: «هر اقدامی که به قصد کشتن یا وارد آوردن جراحات شدید جسمانی به افراد غیرنظامی یا هر فرد دیگری که سهم فعالی در خصومت ها طی منازعات مسلحانه نداشته باشد و قصد انجام چنین اعمالی از لحاظ ماهیتی ارعاب مردم یا وادار ساختن یک دولت یا یک سازمان بین المللی به فعل یا ترک فعل باشد».

قطعنامه ۱۳۷۳ مورخ ۲۰۰۱ میلادی شورای امنیت تعریف دقیقی از تروریسم ارائه نداده و تروریسم به عنوان تهدید کننده صلح و امنیت بین المللی توصیف شده است.  قطعنامه ۱۵۵۶ مورخ ۲۰۰۴ شورای امنیت تنها قطعنامه­ ای است که صراحتا تروریسم را تعریف نموده است. در این قطعنامه تروریسم به اعمال مجرمانه ای اطلاق می شود که هدف یا انگیزه آنها ایجاد رعب و وحشت میان عامه مردم یا گروهی از آنها و یا اجبار یک دولت یا سازمان بین المللی به انجام یا ترک فعلی می باشد.

تروریسم انواع مختلفی دارد که برخی از دسته بندی های ارائه شده عبارت است از: تروریسم فردی؛ تروریسم گروهی؛ تروریسم دولتی همچنین تروریسم را از جهت دیگری به تروریسم بین ­المللی و تروریسم سیاسی تقسیم کرده اند.  البته تقسیم بندی های دیگری از تروریسم نیز به عمل آمده است همچون تروریسم اقتصادی (برای مثال وضع تحریم های ظالمانه آمریکا علیه ایران)،  تروریسم سایبری (مجازی)  و …  

آمریکا حامی اصلی تروریسم در جهان: از ارتکاب تروریسم دولتی تا تامین مالی تروریسم

نقش مستقیم دولت آمریکا در اقدامات تروریستی در جهان از جمله علیه ایران نظیر حمله ناو جنگی «وینسنس» آمریکا به هواپیمای مسافربری ایرباس جمهوری اسلامی در ۱۲ تیر ماه سال ۱۳۶۷؛ صدور مستقیم فرمان تروریستی از جانب آمریکا در قضیه شهادت سپهبد قاسم سلیمانی و حادثه هواپیمایی اخیر ماهان بخشی از تروریسم دولتی آمریکا که می توان از آن تحت عنوان «تروریسم هوایی» یاد کرد، تنها نمونه هایی از حمایت های آمریکا از تروریسم علیه ایران است.

آمریکا از کانال های مختلف، در صدد حمایت از تروریست ها در منطقه برآمده است. سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا در ایجاد، تجهیز و تقویت گروه های تروریستی در عراق و سوریه اقدام کرده اند. آموزش نظامی عناصر تروریستی، ارسال تسلیحات، محموله های سلاح سبک و نیمه سنگین، تجهیزات ارتباطی و مواد غذایی از طریق پروازهای هوایی مشکوک در مناطق تحت کنترل داعش تنها گوشه ای از حمایت های واشنگتن از تروریست هایی است که با عناوین مختلف در خدمت آمریکا و برای تامین منافع رژیم صهیونیستی در منطقه دست به جنایات هولناکی زدند.

جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی ترامپ،  در فرازی از افشاگری هایش در کتاب «اتاق اتفاق»، از دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا نقل قول کرده «چرا داعش را در سوریه می کشیم؟ چرا باید داعش را به نفع روسیه، ایران و عراق بکشیم؟». البته این جملات در خصوص داعش چیز تازه ای نیست، چرا که هم هیلاری کلینتون و هم ترامپ در سال ۲۰۱۶ به صراحت اعلام کرده بودند که داعش ساخته دستگاه اطلاعاتی آمریکاست ، اما اهمیت این حرف های بولتون آنجاست که هم یادآور رابطه ذاتی آمریکا با این گروه تکفیری تروریستی است و هم تاکیدی دوباره بر ادامه این رابطه مخوف.

خروج یکجانبه دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا از برجام و بازگردندان تحریم‌های ظالمانه، غیرمشروع و غیرقانونی علیه ملت شریف ایران نمونه بارز تروریسم اقتصادی است.

 تروریسم اقتصادی را می توان به معنای وحشت‌آفرینی در مورد اقتصاد یک کشور و ایجاد رعب و ترس در دیگر کشورها جهت ممانعت از تجارت و سرمایه‌گذاری در کشور هدف دانست.

رویکرد به اصطلاح «فشار حداکثری» آمریکا علیه سایر کشورها، با تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی پیوند خورده که حوزه سلامت و دارو نیز تاکنون از آن مصون نمانده است؛  آمریکا با استمرار و تشدید اقدامات یکجانبه، قهرآمیز و غیرقانونی خود در شرایط بحرانی ناشی از همه گیری ویروس کرونا، خطوط قرمز تروریسم اقتصادی را رد کرده و به مرز جنایت علیه بشریت رسیده است.

حمایت های آمریکا از گروه های تروریستی تکفیری و داعشی در منطقه پناهگاه امنی برای گسترش آن ها ایجاد کرده است. محمدجواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در همین زمینه بیان داشت که تروریست‌ها از پناهگاه‌های امن خود در آمریکا و اروپا نفرت‌پراکنی می‌کنند. وی در پیامی توئیتری نوشت: غرب باید تأمین مالی و میزبانی از تروریست‌ها را متوقف کند.

  

  ایران پرچمدار مبارزه با تروریسم

جمهوری اسلامی ایران از فردای پیروزی انقلاب، قربانی تروریسم سازمان یافته گردید؛ به طوری که در این راه پرتلاطم، کوچه و خیابان های شهرهای کشور عزیزمان شاهد ریخته شدن خون  بیش از هزاران تن از بهترین فرزندان خود بود؛ در عین حال پیشتاز مبارزه با این پدیده شوم، گروه‌های تکفیری و از جمله داعش در منطقه است.

در مقابل ترویج خشونت و حمایت های مستمر آمریکا از تروریسم در منطقه و جهان، جمهوری اسلامی ایران همواره پرچمدار شعار «جهان عاری از خشونت و افراطی گری» بوده که در نشست شصت و هشتم مجمع عمومی سازمان ملل و در نخستین حضور حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی مطرح شد و در مقام عمل نیز همواره در صف مقدم مبارزه با تروریسم قرار داشته است.

امروز نقش سپاه پاسداران اسلامی و رشادت های شهید سپهبد قاسم سلیمانی در عراق و سوریه و مبارزه با گروه های تکفیری و تروریستی داعش که امروز رو به اضمحلال کامل قرار گرفته اند، بر کسی پوشیده نیست. ترور بزرگترین مبارز تروریسم در منطقه از جانب بزرگترین حامی تروریسم یعنی آمریکا در بامداد ۱۳ دی ۱۳۹۸ خورشیدی به همراه ابومهدی المهندس معاون الحشد الشعبی و همراهانشان یعنی شهدای محور مقاومت که به تازگی از فرودگاه بغداد خارج شده بودند، مهر تائیدی بر تروریستی بودن دولت آمریکا و حمایت صریح آن از تروریسمِ رو به اضمحلال در منطقه است.

حمایت از صلح، ثبات و امنیت منطقه ای، از مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران است و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نفی سلطه گری و سلطه پذیری؛ توسعه هر چه بیشتر روابط دوستانه و برادرانه با کشورهای همسایه و سایر کشورها بر اساس احترام متقابل و برابری، سد بزرگی در برابر هر گونه تجاوز و تروریسم در منطقه و سوداگران خشونت و دلالان فلاکت بوده است.

اقدامات تروریستی تروریست ها در بیش از ۴ دهه گذشته، کوچکترین خللی در عزم و اراده دولت و ملت ایران برای مبارزه بی امان با تمامی اشکال تروریسم وارد نکرده نخواهد کرد.

تعهد دولت ها به مقابله با تروریسم: لزوم واکنش جهانی به حمایت های غربی از تروریسم

بدون تردید امروزه تروریسم بین المللی یکی از مهمترین معضلاتی است که صلح و امنیت جهانی را با چالش جدی مواجه کرده و مقابله با آن مستلزم اقداماتی هماهنگ و منسجم است. خشکاندن ریشه های خشونت و افراطی گری و مقابله با خطرات مشترکی که مرز و قلمرو نمی‌شناسد، مستلزم اراده مستمر و خستگی ناپذیر، مسئولیت پذیری و کوشش دسته جمعی است؛ امروز هماهنگی و همکاری است که امنیت می‌آفریند.  

معاهدات و کنوانسیون های زیادی راجع به تروریسم در مناطق مختلف جهان تصویب شده است. کنوانسیون هایی چون کنوانسیون آمریکایی منع و مجازات اعمال تروریستی که به شکل جرایم علیه  اشخاص و تصرف اموال آنها ارتکاب می یابد مورخ ۱۹۷۱؛ کنوانسیون اروپایی مقابله با تروریسم مورخ ۱۹۷۷؛ کنوانسیون منطقه ای سازمان همکاری منطقه ای آسیای جنوبی راجع به مقابله با تروریسم مورخ ۱۹۸۷؛ کنوانسیون عربی مقابله با تروریسم، ۱۹۹۸؛ معاهده همکاری بین کشورهای مستقل مشترک المنافع در مورد مبارزه با تروریسم مورخ ۱۹۹۹؛ کنوانسیون سازمان همکاری اسلامی در مورد مبارزه با تروریسم مورخ ۱۹۹۹؛   کنوانسیون منع و مقابله تروریسم اتحادیه آفریقا مورخ ۱۹۹۹؛ کنوانسیون شورای اروپا راجع به پیشگیری از تروریسم مورخ ۲۰۰۵ و … شورای امنیت سازمان ملل متحد تا پیش از صدور قطعنامه ۱۳۷۳ همواره در قالب قطعنامه هایی که علیه تروریسم صادر می کرد از دولت ها می خواست در جهت حل و فصل مسائل پیش آمده با یکدیگر همکاری نمایند. شورای امنیت به منظور نظارت بر اجرایی شدن تعهدات مندرج در قطعنامه ۱۳۷۳، دو سازوکار پیش بینی کرده است: ۱- الزام دولت ها جهت الحاق به کنوانسیون های سیزده گانه ضد تروریسم ۲- ارائه گزارش به کمیته ضد تروریسم شورای امنیت که متعاقب صدور قطعنامه ۱۳۷۳ تشکیل شد.

امروزه تروریسم از تهدیدی ملی به تهدیدی بین‌المللی و جهانی تبدیل شده که با گسترش این پدیده شوم، صلح و امنیت ملی و بین المللی به خطر افتاده است؛ زمان آن رسیده که با این پدیده‌ی شوم و کشتار انسان‌های مظلوم، مبارزه همه‌جانبه نمود.

استانداردهای دوگانه غرب در مبارزه با تروریسم

حمایت و پشتیبانی برخی دولت های غربی از گروه های تروریستی و همچنین چشم پوشی و سکوت برخی نهادهای بین المللی در مقابل آن ها، به رغم تصویب کنوانسون ها، قطعنامه ها و قوانین متعددی در راستای مبارزه با تروریسم که برخی از آن ها در بالا اشاره شد، معیارهای دوگانه برخی از دولت های غربی و نهادهای بین المللی را در افکار عمومی جهانیان متبادر می سازد.

عدم توجّه به عدالت جهانی و جنایات و کشتار ملت‌های مظلوم به خصوص ملت مظلوم فلسطین و دیگر ملت‌های مسلمان مظلوم و آزاده جهان، اهتمام به امور مادی، اقتصادی و تأمین منافع دولت‌ها، گروه‌ها و لابی‌های صهیونیستی و ترس از تهدیدات ظالمانه دولت‌های استکباری چون ایالات متحده آمریکا و هم‌پیمانان و شرکای آنها در اروپا و رژیم صهیونیستی از جمله دلایل این دوگانگی‌های رفتاری است.
اتخاذ رویکرد دوگانه درخصوص مبارزه با تروریسم نه‌تنها به منزله نقض اصول و قواعد حقوق بین الملل و نقض حقوق بنیادین بشری از جمله حق بر حیات، حق بر صلح و حق بر امنیت… است، بلکه سبب انحراف تلاش‌ها در مبارزه جهانی علیه تروریسم و در نهایت سبب تقویت و رویش بیشتر تروریسم خواهد شد.

 سوال اساسی که مطح می شود آن است که آیا جامعه جهانی در قبال حمایت های بی پرده و صریح آمریکا از تروریسم تکفیری و داعشی در منطقه گزارشی مطالبه می نماید؟ آیا عملکرد ظالمانه آمریکا در ارتکاب مستقیم تروریسم دولتی علیه اشخاص بی گناه در محافل بین المللی مورد انتقاد قرار می گیرد؟ ساختن اماکن امن برای پرورش تروریست ها و حمایت های مالی و تسلیحاتی از آنان که صلح و امنیت بین المللی را به مخاطره می افکند چگونه با موازین و مقررات بین المللی قابل توجیه است؟

[ad_2]

Source link